تبلیغات
رد پای مردی از دیار آسمان - ابلیس و جوان
رد پای مردی از دیار آسمان

ابلیس و جوان

جمعه 3 شهریور 1391

 

گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com

 

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی

 

آراسته  و با شکل مهیبی

 

گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار

 

باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را

 

یا آن پدر پیر خودت را بکشی

 

یا بشکنی از مادر خود سینه و سر را

 

یا خود ز می ناب بنوشی دو سه ساغر

 

تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را

 

لرزید از این بیم جوان برخود و جاداشت

 

کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را

 

گفتا پدر و مادر من هردو عزیزند

 

هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را

 

لیکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد

 

مینوشم و با آن بکنم چاره شر را

 

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی

 

هم مادر خود زد و هم کشت پدر را


فاطیما
سه شنبه 18 مهر 1391 10:24 ق.ظ

والا دیگه تو این دورو زمونه نیازی نیست حتمأ خود ِ ابلیس بیاد سراغمون
بعضی آدمای دوروبرمون به اندازه کافی شیطنت بلدن
این وسط فقط اسم شیطان خراب شده

فاطمه
دوشنبه 17 مهر 1391 11:10 ب.ظ
عالی بود
مریم
یکشنبه 2 مهر 1391 09:13 ب.ظ
گنجشک به خدا گفت، لانه ی کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم، سرپناه بی کسی، طوفان تو آن را ازمن گرفت کجای دنیای تو را گرفته بود؟؟ خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی! چه بسیار بلاها که از تو به واسطه ی حکمتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی!

arezu
پنجشنبه 23 شهریور 1391 08:44 ب.ظ
روزگاریست که شیطان فریاد میزند :آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد."زنده یادع. شریعتی"
"همه ی پست هاتون عالی هستند.
من اتفاقی به وبت سر زدم اما شیفته وبت شدم"
پاسخ سعید : ممنون نظر لطفتونه
مریم
دوشنبه 13 شهریور 1391 12:12 ق.ظ
سلام ممنون که بهم سر میزنی
شما همیشه میخندین؟!
پاسخ سعید : سلام خواهش میکنم،مگه خنده بده؟!
یاد
چهارشنبه 8 شهریور 1391 12:30 ب.ظ
سلام

گاه یک خطا برای تمام عمر کافیست...
ذره بین
شنبه 4 شهریور 1391 10:34 ق.ظ
سلام
شیطان به عزت و جلال خداوند قسم یاد كرده كه انسان را گمراه خواهد كرد مگر كسانی كه خالص شده باشند و در گمراه كردن نه از پیر می گذرد و نه از جوان.
در ضمن شعرتون زیبا بود.
اپم
پاسخ سعید : سلام ممنون
بی نام
جمعه 3 شهریور 1391 02:35 ب.ظ
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب می بارد

و اینک باران

بر لبه پنجره احساسم می نشیند

و چشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کن
بی نام
جمعه 3 شهریور 1391 02:35 ب.ظ
سلام ای رفیق مهربان..
چه نوشته ای بود ..
_____________________
مثل رودها
که تقدیرشان دریاست
من به دنبالت
هزار تکّه می شوم
هزار کوچه
هزار خانه می شوم
و پای انتظار پنجره ها
هزار نی لبک
هزار عاشقانه می شوم
ذهن شمعدانی ها
از عطر تو لبریز است
من به دنبالت
هزار برگ
هزار جوانه می شوم
تن ِ شب
پر از باغ های رؤیائی ست
من به دنبالت
هزار گل
هزار پروانه می شوم
مثل تقدیر ِ بی برو برگرد
می دانم عاقبت
من به دنبالت
هزار دیوانه می شوم
...
پاسخ سعید : سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها