تبلیغات
رد پای مردی از دیار آسمان - ...
رد پای مردی از دیار آسمان

...

جمعه 6 مرداد 1391

با اینکه رشته‌اش ادبیات بود، هر روز سری به دانشکده تاریخ می‌زد،همه دوستانش متوجه این رفتار او شده‌ بودند،اگر یک روز او را نمیدید زلزله‌ای در افکارش رخ می‌داد؛اما امروز با روزهای دیگر متفاوت بود،می‌خواست حرف بزند. می‌خواست بگوید که چقدر دوستش دارد،تصمیم داشت دیگر برای همیشه خود را از این آشفتگی نجات دهد.شاخه گلی خرید و مثل همیشه در انتظار نشست،تمام وجودش را استرس فرا‌ گرفته ‌بود.مدام جملاتی را که می‌خواست بگوید در ذهنش مرور می‌کرد.

چه می‌خواست بگوید؟!

آن همه شوق را در قالب چه کلماتی می‌خواست بیان کند؟!

در همین حال و فکر بود که ناگهان تمام وجودش لرزید،چه لرزش شیرینی بود،بله خودش بود که داشت می‌آمد،دیگر هیچ کس و هیچ چیزی را جز او نمی‌دید،آماده شد که تمام راز دلش را بیرون بریزد،یکدفعه چیزی دید که نمی‌توانست باور کند،یعنی نمی‌خواست که باور کند،کنارش،کنار عشقش،شانه اش به شانه یک مرد بود؛نه باور کردنی نبود،چرا؟؟؟
 چرا زودتر حرف دلش را نزده بود؛در عرض چند ثانیه گل درون دستش خشک شد،دختر و پسر گرم صحبت و خنده از کنارش رد شدند بی‌آنکه بدانند چه به روزش آورده‌اند،نفهمید کی و چگونه از دانشگاه خارج شده‌است.وقتی به خودش آمد روی پل هوایی بود و داشت به شاخه گل نگاه می کرد،شاخه گل را انداخت و رفت،تصمیم گرفت فراموشش کند،آری،تصمیم سختی بود...

شاید اگر کمی،تنها کمی به شباهت این خواهر و برادر دقت می‌کرد هرگز چنین تصمیم سختی نمی‌گرفت!!!


سمیه
شنبه 28 مرداد 1391 02:16 ب.ظ
اسپانیایی ها میگن :

“عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است ”

ایتالیایی ها میگن:

“عشق یعنی ترس از دست دادن تو !”

ایرانی ها میگن :

“عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق كه با یك ببخشید تمام میشود !”
حسین
پنجشنبه 19 مرداد 1391 03:04 ق.ظ
همه ما آرزو داریم که ای کاش در زمان امیرمومنان علی علیه السلام می بودیم تا حضرت را یاری می کردیم و با تمام وجودمان به کمک ایشان می شتافتیم.
اما آیا می شود ما نیز از یاران امام علی علیه السلام باشیم؟ مگر می شود پس از گذشت سال ها امام خود را یاری کنیم؟
آری...
اگه دوست دارید بدونید چه جوری میشه مولامون رو یاری کنیم یه سری به به این آدرس http://nasim110.mihanblog.com/post/3 بزنید و پس از یادگرفتن روش یاری نمودن حضرت نظر خودتون رو هم درباره مطلب بنویسید تا بهتر بتونم خدمت کنم
در ضمن اگه دوست داشته باشید می تونید افتخار بدید و منو لینک کنید
پاسخ سعید : سلام با کمال میل!
کیمیا27
یکشنبه 15 مرداد 1391 12:30 ق.ظ
هیچ آغاز و پایانی وجود ندارد....

دیروز،‌ به تاریخ پیوسته،

فردا ، رازی است ناگشوده، اما امروز یك

هدیه است


تا امید راهش را گم نکند
و
وقت رسیدن میوه ی کا ل انتظار

دنیا عشق را به دل نشاند



برای بهترین احساس

البته اگر هنوز احساسی باشد ...

وبلاگ خوبی دارین اقاسعید.

شاد و سربلد باشین ایمان
پاسخ سعید : سلام و عرض ادب،ممنون
جمعه 13 مرداد 1391 05:25 ب.ظ
همه زیبایی رو دوست دارد. اما زیبایی چیه و کجا باید پیداش کرد؟بعضیافکر میکنن زیبایی تو چهره است و برخی معتقند تو لباسه.اما یه زیبایی هست که بهترین نوع زیباییه و اگه اون نباشه هیچی زیبا نیست.
اگه میخواهیم بدونیم بهترین زیبایی ها چیه کلام دلنشین کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام را بشنویم که فرمود:
برای ادامه مطلب به آدرس serat.mihanblog.com/post/140
سر بزنید و پس از مطالعه با نظرهای خوب خود کمک کنید مطالب مفیدتری در وبلاگ قرار دهیم. در ضمن اگر افتخار بدهید میتوانید مرا لینک کنید
http://serat.mihanblog.com/post/140
ملیحه
پنجشنبه 12 مرداد 1391 10:34 ب.ظ
آرزو هایم زیر انبوهی از خاكستر
هنوز نفس می كشد
هنوز شعله ورند
نسیم مهربانی تو كدام جمعه می وزد
اللهم عجل لولیک الفرج
بی نام
پنجشنبه 12 مرداد 1391 02:21 ب.ظ
خدایا

در ۲ راهی زندگی ام

تابلوی راهت را محکم قرار بده

نکند که با نسیمی راهم را کج کنم . .
زهرا
پنجشنبه 12 مرداد 1391 12:56 ب.ظ
سلام من.ن که اومدی اول باید گزینش شید
شوخی کردم لینکت میکنم
پاسخ سعید : شما صاحب اختیارید...
ملیحه
پنجشنبه 12 مرداد 1391 12:17 ق.ظ
امام علی علیه السلام
كَفِّروا ذُنوبَكُم وَتَحَبَّبوا اِلى رَبِّكُم بِالصَّدَقَةِ وَصِلَةِ الرَّحِمِ؛
با صدقه و صله رحم گناهان خود را پاك كنید و خود را محبوب پروردگارتان گردانید.
غررالحكم، ج4، ص635، ح
بی نام
پنجشنبه 12 مرداد 1391 12:11 ق.ظ
فریاد در باد سایه ی سروی به جا میگذارد،

بگذارید در این کشتزار گریه کنم.

در این جهان همه چیزی در هم شکسته،

به جز خاموشی هیچ باقی نمانده است،

بگذارید در این کشتزار گریه کنم.


افق بی روشنایی را، جرقه ها به دندان گزیده اند،
به شما گفتم، بگذارید در این کشتزار گریه کنم.
پاسخ سعید : سلام،مرسی
بی نام
سه شنبه 10 مرداد 1391 06:53 ب.ظ
می خواهم آب شوم در گستره ی افق

آنجا که دریا به آخر می رسد و آسمان آغاز می شود!

می خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم

حس می کنم و می دانم

دست می سایم و می ترسم

باور می کنم و امیدوارم

که هیچ چیز با آن به عناد بر نخیزد.

می خواهم آب شوم در گستره ی افق
آنجا که دریا به آخر می رسد و آسمان آغاز می شود!

ملیحه
سه شنبه 10 مرداد 1391 12:22 ب.ظ
سلام. ممنون از اظهار لطفتون. بازم سر بزنین
پاسخ سعید : سلام چشم!
بی نام
دوشنبه 9 مرداد 1391 08:32 ب.ظ
تا درد رسید چشم خونخوار ترا

خواهم که کشد جان من آزار ترا

یارب که زچشم زخم دوران هرگز

دردی نرسد نرگس بیمار ترا
ابوسعیدابوالخیر
پاسخ سعید : آیکون گل!
بی نام
دوشنبه 9 مرداد 1391 08:31 ب.ظ
سلام رفیق مهربان..قالب نو مبارک
_____________________
من گمان می کردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چارفصلش همه آراستگی ست
من چه می دانستم
هیبت باد زمستانی هست
من چه می دانستم
سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ می زند از سردی دی
من چه می دانستم
دل هر کس دل نیست
قلبها ز آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند
حمید مصدق
پاسخ سعید : سلام رفیق،مرسی
ذره بین
دوشنبه 9 مرداد 1391 10:44 ق.ظ
سلام
عشق باید پیش از انكه از روی احساسات باشد عقلانی باشد تا منجر به ناكامی در ان نگردد.
پاسخ سعید : سلام،اینم حرفیه...
معلّم و دیگر هیچ ...
دوشنبه 9 مرداد 1391 05:24 ق.ظ
آقا سعید. ممنونم که بهم سرزدید. موفق باشید. یا علی
پاسخ سعید : سلام خواهش میکنم،همچنین یا علی
بی نام
یکشنبه 8 مرداد 1391 10:22 ب.ظ
همه عاشق میشوند.

ظالمان به عشق جابرانه وخیانت و انتقام میرسند

و عادلان به محبت الهی.

بی نام
یکشنبه 8 مرداد 1391 05:53 ق.ظ
این جا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من ‌، نه اینکه مرا حرف تازه نیست

من از تو مینویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست

در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غزل شبیه غزل های من شود

چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی تو را کنار خود احساس میکنم

اما...چقدر دلخوشی خواب ها کم است

خون هر ان غزل که نگفتم به پای تست

آیا هنوز آمدنت را بها کم است؟؟
بی نام
یکشنبه 8 مرداد 1391 05:47 ق.ظ
دوستی اتفاق است ،

جدایی رسم طبیعت

طبیعت زیباست ،

نه به زیبایی حقیقت

حقیقت تلخ است ،

نه به تلخی جدایی
جدایی سخت است

نه به تلخی تنهایی . . .
mohandes
شنبه 7 مرداد 1391 04:37 ق.ظ
اطلاعیه ی مهم،حتما مطالعه بفرمایید:
سلام دوست عزیز.این پیام به شما ارسال شده تا وبلاگتون بدون هیچ توقع و هزینه ای در ده هزار ایمیل تبلیغ بشه.پس وبلاگتون رو ثبت کنید.چیزی که همیشه یکی وب نویس میخواسته این بوده که وبسایت یا وبلاگش پربازدید باشه.احتمالا تا حالا پیامهایی رو داشتید با عنوان پربازدیدشدن وبتون اما بابتش همیشه توقعی از شما بوده.ما این توقع رو نداریم و فقط میخوایم شما هم به جمع ما بپیوندید تا همگی با هم دست به کار بزرگی بزنیم.منظورم از ما بزرگترین ارتش عملیاتی سایبری هستش. چندی پیش بزرگترین تشکل دانشجویی کشور با نام نسیم اندیشه ایجاد شد که هم اکنون این فعالیت رو در زمینه ی سایبری هم شروع کرده(البته با اهداف خاص و بزرگ).پس شما هم همراه ما باشید تا موثرترین افراد در جامعه(حقیقی و مجازی) باشیم.هر روز 10 وبلاگ حامی نسیم اندیشه رو اعلام میکنیم.این تبلیغ وبلاگ شما به چند صورت انجام میشه:یکیش ارسال ایمیل به ده هزار عضو حقیقی نسیم اندیشه که بزودی در سایت تازه تاسیس نسیم هم عضو خواهند شد.راههای دیگه هم از طریق قرار دادن لینک وبلاگان در سایز بزرگ برروی سایت.روش دیگر قرار دادن وبلاگ شما در لیست وبسایتها و وبلاگهای حامی نسیم اندیشه.بزودی بازدید فوق العاده ای رو در وب خود شاهد خواهید بود.امتحانش رایگانه پس از دست ندیدش.
برای ثبت وبلاگ اول در سایت نسیم اندیشه عضو بشید(چون در قسمت ثبت وبلاگ به نام کاربری نیاز است)و بعد از طریق لینک زیر وارد قسمت ثبت وبلاگ بشید.منتظر شما دوست عزیز هستیم.موفق باشید
آدرس سایت نسیم اندیشه: http://nasimeandishe.ir
لینک ثبت وبلاگ شما: http://nasimeandishe.ir/page/form
خدانگهدار
شهید خرد
جمعه 6 مرداد 1391 11:41 ب.ظ
حتی اگر شباهت هم نبود و واقعا نامزد بودند راهش گرفتن ان تصمیم سخت نبود..... تا شقایق هست زندگی باید .......
پاسخ سعید : ...
بی نام
جمعه 6 مرداد 1391 11:16 ب.ظ
دلـــم...!!
بـرای تـو کـه نــه...!!
ولـــی...!!
بــرای روزهــای بــا هــم بـودنــمــان تـــنــگ شـــده ...!!
بـرای تـو کـــه نـه...!!
ولـی...!!
بـــرای * مــواظـب خــودت بــاش * گفتن تـــنـــگ شـــده ...!!
بــرای تــو کــه نــه...!!
ولـی بــرای نــگــاهـی کــه تــا پـیــچ ســر کــوچـه تــعـقــیـبـت مـی کـرد تـنـگ شـده ...!!
بـرای تــو کــه نـه...!!
ولـی...!!
بـرای دلــی کــه نــگــرانــت مـی شــد تــنـگ شـده...!!
....
بی نام
جمعه 6 مرداد 1391 11:16 ب.ظ
سلام رفیق..
چقده تلخ بود ..
هرگز زود قضاوت نکنیم.....
پاسخ سعید : سلام رفیق،آره تلخ بود ولی ما آدما وقتی به یه چیز علاقه داریم هم کور میشیم و هم کر،دیگه به هیچی فکر نمیکنیم،در حالی که عاشقی خوبه ولی اگر عاقلانه باشه...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها